نامه های همینگوی درباره فاکنر  

درخواست حذف این مطلب
گذری بر نامه نگاری های ارنست همینگوی با ویلیام فاکنر   برای ارنست همینگوی نامه نوشتن تفریح لذت بخشی بود. هم می توانست بی پروا هر آنچه را در داستان هایش ناگفته مانده است بیان کند و هم کمی شیطنت به !!! ج بدهد و از لاک نویسندگی اش بیاید بیرون، غیبت کند، بد و بیراه بگوید، شتابزده قضاوت کند و تخلیه شود برای نوشتن یک داستان ماندگار دیگر. اغلب نامه ها را یا صبح ها می نوشت تا برای یک نوشته جدی روزانه آماده شود، یا عصر ها پس از اتمام فصل یا داستانی از یک ک

ادامه مطلب  

عشق تو...  

درخواست حذف این مطلب
  می خواهم برایت بنويسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه !!! ی بنويسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم. از تو بنويسم که قلبت از سنگ شد یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ شدم؟ از چه بنويسم؟ از دلم که ش !!! تی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنويسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محا

ادامه مطلب  

گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر»  

درخواست حذف این مطلب
گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر» / گرسنه کلمات نیستم گرسنه کلمات نیستم متفاوت بودن برای من سخت بود بهار سرلک   سال ٢٠٠٩ آکادمی سوئدی جایزه نوبل ادبیات را برای تقدیر از هرتا مولر، نویسنده‌ای که «با تمرکز شعری و صراحت نثر، چشم‌اندازی مصادره‌شده را توصیف می‌کند» به او اهدا کرد.چشم‌اندازی که مولر با آن کاملا آشنا بود. مولر سال ١٩٥٣ در نیتزکیدورف، روستای آلمانی‌زبانی در بانات رومانی، به دنیا آمد. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری ات

ادامه مطلب  

پایان نامه حقوق بین الملل خصوصی  

درخواست حذف این مطلب
پایان نامه حقوق بین الملل خصوصیدر پایان نامه حقوق بین الملل خصوصی یکی از موضوعات مورد توجه بررسی رایطه داوری بین المللی و حقوق !!! ی است. آنچه که در پایان نامه ارشد حقوق بین الملل مورد مطالعه قرار می گیرد حل اختلاف بین سازمان ها و !!! ت ها در عرصه جهانی است. در مطالعات این نوع پایان نامه مسلمان و غیر مسلمان بودن شرکت ها و سازمان ها مطرح نیست وامکان حل اختلاف بین افراد سازمان ها و !!! ت ها درعرصه جهانی را اعم ازمسلمان و غیرمسلمان

ادامه مطلب  

هوراااااااااااااااااااا  

درخواست حذف این مطلب
چند روزی بود میخواستم بنويسم ، چند بار وبو باز !!! هی به صفحه ش زل زدم و هر چی فکر !!! نتونستم چیزی بنويسم با اینکه کلی حرف داشتم ولی امروز و درست ده دقیقه پیش اتفاقی افتاد که گفتم باید ثبتش کنم:اولین برف امسال شروع به با !!! کرد. خدایا شکرتسرم پایین بود و مشغول کار بودم. یه دفعه سرم و آوردم بالا و دونه های پشمکی برف و دیدم . انقدر ذوق زده شدم که سریع رفتم در اتاق و باز !!! و محو نگاش شدم. خیلی زیباست خیلیفک کنم بعد سه سال برف باریده . آ !!! ین بار کلی تو شرک

ادامه مطلب  

دفتر قدردانی  

درخواست حذف این مطلب
یه سالی هست تصمیم گرفتم تا کاری رو حداقل به مدت یه سال انجام ندادم ازش ننویسم، اما خوب دلم خواست این یکی رو بنويسم. مدتیه دارم سعی می کنم هر روز از یه کار مثبتی که آقای همسر روز قبل انجام داده بنويسم. انگار که دارم براش نامه می نویسم از اون کارش می گم و سعی می کنم با احساسات قلنبه شده ازش تشکر کنم. نمی دونم آیا روزی می رسه که بدم آقای همسر اینا رو بخونه یا نه! اما برای خودم که خیلی فایده داشته. اولش این که مانع رفتن به خاطرات تلخ قدیم می شه که این ر

ادامه مطلب  

لاغر شیم بریم ماه عسل :)))  

درخواست حذف این مطلب
خب تصمیم گرفتیم ماه عسل رو بریم کیش. از اول هم میخواستیم بریم کیش، چون هنوز سیگما کارت پایان خدمتش رو نگرفته. بعد این وسط یهو هوس خارج کرده بودیم و میخواستیم بیفتیم دنبال وثیقه گذاشتن و پاسپورت گرفتن واسه سیگما و ماه عسل بریم پوکت مثلا، ولی بعدا دیدیم عمرا واسه تایلند بهش اجازه !!! وج نمیدن و دیگه صبر !!! هم مس !!! ه اومد به نظرمون. ماه عسل رو باید همون اول رفت که خب ما به خاطر دفاع من و حجم کارای سیگما نرفتیم و بعدشم محرم شد و اینا. اینه که الان دیگه

ادامه مطلب  

یک برنامه ی تلوزیونی استاندارد  

درخواست حذف این مطلب
دیروز تلوزیون ژاپن برنامه ای در مورد صنعت سفالگری در یکی از !!! اش پخش کرد که برای من به شخصه خیلی جالب بود . مشخصه که هدف از ساخت و پخش چنین برنامه هایی ، که به مقولاتی چون صنایع دستی ، آشپزی و ... می پردازه ، در یک تلوزیون بین المللی ، ترویج و تبادل فرهنگ است و احتمالا پیدا !!! بازار فروش برای صنایع دستی آن کشور یا جذب گردشگر (؟) که اگر بواقع سیاست تلوزیون ژاپن همین باشد ، به نظر من بسیار خوب و حرفه ای عمل می کنند ؛ چون خود من به شخصه به عنوان یک مخاطب

ادامه مطلب  

در جستجوی زمان از دست رفته !  

درخواست حذف این مطلب
از یک نویسنده ی پیر شنیدم که گفت : " من 'هنر'ی را می پسندم که خودش را نفروشد !" در باب این جمله بسیار می توان گفت ؛ اما چیزی که امروز قصد دارم درباره اش بنويسم نه بحث فلسفه ی هنر و بازار فروشش که درواقع نوع و شیوه ی کار !!! سیستم منطقی و تفکراتی خودم است ! چیزی که اخیرا در مورد خودم کشف !!! !! حقیقتش من همیشه خودم رو بابت ذهن متخیل و خلاقم دوست داشتم و همواره سعی ام بر این بوده که خودم را آنگونه معرفی کنم ، اما گویا سیستم تفکراتی و منطقی من بیشتر تما

ادامه مطلب  

دلتنگتم...  

درخواست حذف این مطلب
  گاهی بی صدا نگاهت میکنم … مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی  شاید اگر بغضم فرو نشیندصدایت کنم  خیلی دلتنگت شده ام اما نمیدانم خیلی را چگونه بنويسم که"خیلی" خوانده شود! هنوز تکه ای از تو در من است که گاهی بدجور دلتنگت می شود … دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی … خشن تر ، عصبی تر ، کلافه تر ، تلخ تر و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری ! همه اش را نگه میداری و دقیقا سر همان !!! ی خالی میکنی که دلتنگش هستی … کاش سزای تنهایی مرگ بود آن وقت !!! ی از ترس جا

ادامه مطلب  

زنده باد مگس  

درخواست حذف این مطلب
دیروز یک مگس از بد غریزه‌اش مرا از خواب ناز بیدار کرد و حس انتقام مرا برانگیخت. مترصد به قتلش شدم  و با مگس‌کش این ابزار دهشتناک و تابو و گیوتین ات بر فرقش کوفتم. حیوونکی روحش هم حیران مانده بود. که چطور دار دنیا را وداع گفته است. در اوج بلند پروازیهای ساحرانه‌اش وبرموج قدرتش بر تأذی، منکوب و سرنگون شده بود. سر روی بالش گذاشتم تا به تاوان این فرصت از دست رفته بقول ادبای قرن هفتم دمی بیاسایم. هنوز لحظاتی نگذشته بود که لاشه‌ی آش و لاش مگس را بر

ادامه مطلب  

پاییز اومده  

درخواست حذف این مطلب
دو سه روزه دارم به این قضیه فکر میکنم که نکنه حالا که میدونم !!! ی داره این نوشته ها رو میخونه محافظه کارانه بنويسم ، نکنه بترسم از گفتن حقیقت . !!! ب دوستم ازم ناراحت شد چون من بهش نگفتم که با اون " مشترک مورد نظر" دوستم و بهش نگفتم ، البته هنوزم بهش نگفتم ، ولی اون حدس زده  نمیدونم باید چیکار کنم ، البته اوایل از رابطمون میدونست ولی بعد بهش گفتم بهم زدم و رابطه ای ندارم ، آخه رفته بود به یکی گفته بود ! من بهش اعتماد !!! ! میخواست باهام بیاد تهر

ادامه مطلب  

اتفاق  

درخواست حذف این مطلب
امروز برای اولین وبلاگم اولین نظر رو گرفتم ، حس جالبیه ، خیلی دوست داشتم یه نویسنده باشم ، قبلن می نوشتم ، ولی خودم از بین میبردمشون ، ازاینکه !!! ی بخوندشون میترسیدم ، البته نویسنده بودن با نوشتن توی وبلاگ فرق میکنه ولی تا جرات نکنم صادقانه بنويسم ، تا نتونم همینی که هستم رو باتمام کاستی ها و بی ترس از قضاوت شدن بیان کنم چطور میتونم یک نویسنده باشم ، ولی حتا اگه هیچ کت م نداشته باشم دوست دارم صادق ترین آدم دنیا باشم ، بدون ترس و رها.پ ن : با ت

ادامه مطلب  

تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من  

درخواست حذف این مطلب
قرار بود زمستون که شد روزها کوتاه تر بشن، ولی امسال انگار شب و روز باهم کوتاه شده اند. تا به خودم میام شب شده، فردا شده، آ !!! هفته شده و روز از نو روزی از نو... دوستانم رو بیست ساله که ندیده ام! به همه قول داده ام ها، ولی زمان مثل دونه های ریز شن از لای دستام سر خورده و رفته...من، نوشا، عاشق !!! ید از بازارهای روز، !!! ید از دستفروش ها و !!! ید از مغازه های همه چی فروشی هستم. من، نوشا، یه سر رفته ام فروشگاه خانه و کاشانه  و بعدش هم   !!! بازار و نصف بودجه

ادامه مطلب  

بردنی ها را فقط از ما می بری  

درخواست حذف این مطلب
سلاماین مدت که ننوشتم  خبرها اونقدر موندن تا کهنه شدن، گرچه خبر خاصی هم نبود. خیلی وقتها صفحه ی یادداشت جدید رو باز می !!! که بنويسم ولی یا کلماتم لیز میخوردن از دستام یا مدیرم می اومد وایمیستاد بالا سرم یا تهش یکی تو سرم میگفت بنویسی که چی؟ ترم سه با قصد دوستی پیش نیومده، تا به خودم میام هفته تموم میشه و ارائه پشت ارائه، امتحان پشت امتحان... !!! داره ادای زندگی رو درمیاره: سخت، ممتد، طاقت فرسا و به امید فردای واهی و نیامده...توران میرهادی هم

ادامه مطلب  

سه درس مهم بازاری در نوشتن کتاب  

درخواست حذف این مطلب
کتاب ممکن است اهرم تجاری بزرگی برای یک !!! ب و کار محسوب نشود اما می تواند خلی در دیده شدن و شهرت !!! ب و کار شما مفید واقع شود. در اینجا سه روش برای تدارک یک کتاب و استفاده بهینه از آن برای ایجاد و ارتقا !!! ب و کارتان ارایه خواهیم کرد.در ادامه تجربیات  ما در مدیر وب برای نوشتن دو کتاب ویروسی که حدودا 30 هزار بار در سایت های مختلف !!! شد و تجربیات یک نویسنده را با شما در میان خواهیم گذاشت که می توانید از آنها برای شروع نوشتن کتاب خود بهره مند شوی

ادامه مطلب  

سه درس مهم بازاری در نوشتن کتاب  

درخواست حذف این مطلب
کتاب ممکن است اهرم تجاری بزرگی برای یک !!! ب و کار محسوب نشود اما می تواند خلی در دیده شدن و شهرت !!! ب و کار شما مفید واقع شود. در اینجا سه روش برای تدارک یک کتاب و استفاده بهینه از آن برای ایجاد و ارتقا !!! ب و کارتان ارایه خواهیم کرد.در ادامه تجربیات  ما در مدیر وب برای نوشتن دو کتاب ویروسی که حدودا 30 هزار بار در سایت های مختلف !!! شد و تجربیات یک نویسنده را با شما در میان خواهیم گذاشت که می توانید از آنها برای شروع نوشتن کتاب خود بهره مند شوی

ادامه مطلب  

" مهربانو و دندانپزشکی"  

درخواست حذف این مطلب
خوندن پست  وبلاگ هوپ عزیز ( که یه خانم دندانپزشکه عزیزه )باعث شد ، مطلبی درمورد حال و هوای این روزهام در دندانپزشکی رو بنويسم . بیمه ی تکمیلیِ اداره ی عزیز و وزین ما ، برای هر خانواده سالیانه مبلغ یک میلیون و نیم هزینه ی دندانپزشکی در نظر گرفته ، با !!! ی هم شوخی نداره که یه نفر مجرده ، یه نفر سه تا بچه داره با خانومش میشن پنج نفر ، کلا " یک و نیم بیشتر نیست .. عیب نداره دستشونم درد نکنه ...والله ، با این آرداشون بعد از ایمپلنت دندون چه

ادامه مطلب  

شاید حکمتی بوده!!!  

درخواست حذف این مطلب
امروز معلم قرآن ازم پرسید: تو اینهمه کتاب میخونی چطور به درسات میرسی؟؟ من: اصن درس نمیخونم:||| خانوم معاون عین !!! ازم کار میکشه... هی میگه برای پسرم انشا بنویس.. خیلی دلم میخواد بپرسم ...پسرتون دست نداره؟؟چلاغه؟؟  یه بار گفتم باز هم میگم!!! بمن اعتباری نیست... یه وخ دیدی لالوهای انشا شماره م دادم:||| حالا که فکر میکنم میبینم ... خانوم مشاورا هم همچین بد نیستنا!! مثلا میشه به بهونه ی وقت مشاور واینا از کلاس جیم بشی بری تو حیاط  تمرین هندبال هفتمی هارو تم

ادامه مطلب  

5. شهر مرده  

درخواست حذف این مطلب
الان می خواستم بنويسم چیزی به ذهنم نیومد.... بعد به جلوم نگا !!! دیدم یکی از ارباب رجوع ها خوابش برده ... اونم چه خو ... انگار زمان متوقف شده ... چقدر خواب خوبه آدم از همه چیز رها میشه .... و چقدر این !!! سوت و کور شده ... خلوت و خالی .... انگار اینجا یه شهری که فقط توش چند نفر زندگی می کنن ... مثل این !!! خارجی ها که بعد از یه بیماری و اتفاقی ... هیچ !!! توی شهر نیست به غیر از چند نفر .... 

ادامه مطلب  

در انتظار آه  

درخواست حذف این مطلب
درواقع اوضاع هیچ تغییری نکرده. پدر هنوز یک کفتار است و من هنوز از او متنفرم و زندگی همچنان ریتم تکراری و یکنواخت خودش را دارد. دور و برمان پر از لاشخور است که برای پول و ثروتی که داریم و خانه ای که مثل یک قصر است دندان تیز کرده اند و هی چپ و راست از ما پول قرض میگیرند و بدهی شان را هم نمی دهند. مادری دارم که تمام فامیل هایش را مثل گربه، به گوشت خوردن عادت داده و هی به این و آن پول قرض میدهد و چیز میز برایشان می !!! د و آنها هم هیچوقت پول ها را برنمیگرد

ادامه مطلب  

جوک جدید 3  

درخواست حذف این مطلب
        من یه مدت میخواستم شخصیت کاریزماتیک داشته باشم دیدم اسمش سخته تصمیم گرفتم همون شخصیت تخما‌تیک خودمو ادامه بدم                                   میخام یه کتاب بنويسم به اسم " قورباغه ات را   تو کو‌نت" ، موضوع کتاب هم بالا بردن آستانه تحمل در برابر مشکلات زندگیه               پسره تو مترو با گوشیش حرف میزد میگفت من سعدی ام سعدی ام آدم واقعا افسوس میخوره جوانان ما از روانگردان استفاده میکنن                       

ادامه مطلب  

روزهای بعد از عروسی .... + آشپزی ها  

درخواست حذف این مطلب
حدود یه ماهه که اینجا نیومدم. البته میومدم و سر میزدم و کامنتا رو جواب میدادم. تو اینستا هم که در جریان حال و روزم هستین. ولی خب نیومدم اینجا چیزی بنويسم. درگیر دفاع بودم. بالا !!! ه من دفاع !!! . هی میومدم می گفتم یعنی میشه من بیام بگم که دفاع !!! و تموم شد؟ بله بله دفاع !!! و نمره م شد 19.5. ولی هنوز تموم نشده، مقاله دادن مونده و اصلاحیه تز و از این حرفا که البته دیگه واسشون استرس ندارم. نزدیکای دفاع دیگه خونه نشین شده بودم تقریبا. البته بازم نه زیاد. ک

ادامه مطلب  

نقدی بر واژه های انگلیسی در منوی کافه ها  

درخواست حذف این مطلب
وقتی سبک زندگی می‌شود لایف استایل چه شد که دیتو !!! واتر، اسکرمبلد اگز و کیوکامبر ماکتیل از منوی کافه‌ها سر درآورد؟ منوی کافه را دست گرفته بودم و فکر می‌ !!! چه بنوشم. ماکتیل کیوکامبر؟ اسموتی استرابری‌مینت؟ ایتالین دیرینک؟ یا سر خودم را درد نیاورم و یک چای ساده سفارش بدهم؟ مشکلم این نبود که نمی‌دانستم دلم ماکتیل می‌خواهد، یا اسموتی. دست‌و‌پایم را زبانم بسته بود که نمی‌چرخید به گفتن ماکتیل کیوکمبر به جای خیارسکنجبین یا استرابری‌‌مینت

ادامه مطلب  

شکر خدا....فقط همین  

درخواست حذف این مطلب
 سلام خدای مهربونم .... بعد از حدودا یک سال و نیم برگشتم به این وبلاگ بنويسم....از زندگیم از عشقم از اینکه حالمون خوبه .... با همه سختی هاییکه از سال 88 کشیدیم تا به الان یالا !!! ه ده ماه پیش 25 مرداد جشن عروسیمون رو برگزار کردیمو من و حسین عزیزم با یاریه خ که همیشه دستمون رو گرفته اومدیم سر خونه زندگی خودمون .....یه زندگیه خوب و معمولی داریم ....یه خونه معمولیه آسمونی ....می گم آسمونی چون  خونمون رنگه آبیه خیلی ملایمه رنگ آرامشی که هر دو مون توی این سال ه

ادامه مطلب  

۹۰۰  

درخواست حذف این مطلب
پست نهصدمسلام. من ۹۰۰ تا پست نوشتم. ۹۰۰ تا پست شما باهام بودین. ۹۰۰ تا پست من با شما بودم. باحاله، نه؟چقد خوابم میاد. از بس سگولی بودم واسه خودم کباب گرفتم اخلاقم بیاد سرجاش اما بوی پیازش گوش و حلق و بینیم رو پر کرده. پیاز و سیر عشقن اما فقط تو مسافرت.دیروز از کافه زودتر رفتم خونه. میخواستم چیزکیک درست کنم و !!! یه خیریه دعوت شدم که باید یه چیزایی رو واسه اونجا درست کنم هم جنبه تبلیغ کافه میشه هم کار خیر. خلاصه اینکه تا دوش بگیرم و !!! بخونم و سوپ ک

ادامه مطلب