خودشکافی از سر تفنن !!  

درخواست حذف این مطلب
چیزی که اخیرا درباره ی خودم متوجه شدم اینه که : من خیلی کم ، به ندرت ، پیش میاد که دربرابر یک !!! یا ع !!! متأثر کننده دچار تأثر یا اندوه شوم ؛ درمقابل یک متن تأثر برانگیز ، حتی می تواند باعث اشک آلود شدن چشمان من  نیز بشود ! این برام عجيبه ، چون اساسا درک تصویر برای من آسان تر از متن است ، بر این اساس ، برام سؤاله که چرا تصاویر اون قدرتی رو که باید از لحاظ حسی بر من اعمال نمی کنند (؟؟)!خودم فکر می کنم شاید چون دیگه به تصاویر اونچنان که باید اعتماد ند

ادامه مطلب  

بسیار سفر باید حتی پخنه شود خامی ، صوفی نشود صافی تا تو نکشد جامی  

درخواست حذف این مطلب
این جمله کم بها سروده کلام مخیل سرای مسن تر و کهتر ، سعدی می باشد.با هر گردش به اندوخته هایمان تکثیر و کاهش و ازدیاد و اضافه تر میشود ودر تمام سفری زمانی فرا می جمع که ترکیبی از آداب و عادات درست و رند ملل گوناگون را اندر پیش روی خویشتن می بینیم و با بالا خلوص پایین !!! آنها بهترین خیر را رهاورد سفرهایمان برای خودمان استواری میدهیم .. سوغاتی که بالا یادگار میماند سوغاتی که موجب تغییر تفکر میشود صمیمیت این با ارزش ترین سوغاتها می نفحه .اگر درون پی

ادامه مطلب  

95 (:  

درخواست حذف این مطلب
/. دو هفته ای میشه نیومدم وب (: /. خیلی چیزا عوض شده هووووم ینی شاید من  عوض شدم ! شایدم یهو پی بردم  عوض شدمو خودم خبر ندارم! /. با سایه میحرفیدیم ی بند از موزیک جدید میلاد ر !!! میحرفید (میلاد یعنی) یهو یادم اومد من ی ماه بیشتره دیس گوش ندادم ! بسی عجيبه ! باورم نمیشه من حتی عادت داشتم شبا موقع خواب با هدست میخو دم...! مگ من همونی نیسم ک میگفتم صدای مهراب آرومم میکنه؟؟ ! /.خییییییلی کمتر عصبی میشم ! البته البته وقتی نگین اومد ب رفیق فابم گف فلانی تولدتو ت

ادامه مطلب  

مرد ها  

درخواست حذف این مطلب
هرچی به مردها نزدیک تر شدم مطمئن تر شدم که عجب موجودات عجیبی هستن!عجيبه وقتی باید ناراحت بشن و گریه کنن درکمال ناباوری از خونه بیرون میرن قدم میزنن یا نهایتا سیگاری دود میکنن!چطور بدون لاک و دنیای صورتی میتونن خوشحال باشن؟! جالبه حتی عاشقی هم بلد نیستن! بجای اینکه دلبری کنن لباس های رنگ رنگی بپوشن موهاشونو ببافن لاک بزنن و... بیشتر کارمیکنن سخت تر میشن انگار بدنبال هدفی هستن!اما خوب اینو مطمعنم درسته ظاهر زشت و زمخت دارن؛گنده ان؛ کثیفن؛ عجیب

ادامه مطلب  

بی وفایی تا این حد ندیدم  

درخواست حذف این مطلب
سلام  چقدر این روزا تلخ و سخته . مامان بزرگم ده دقیقه ایست قلبی داشته و خون به مغزش نرسیده . مقصر منم . اگر ظهر میرفتم بالاسرش زودتر میفهمیدم حالش بده زنگ میزدم امبولانس و قبل از اینکه کار به اینجاها بکشه میرسوندمش بیمارستان و الان حداقل این بود که کما نبود . تقصیر منه که تو این یک ماهه هسچ کاری ن !!! . احساس گناه و عذاب وجدان داره نابودم میکنه هیچ !!! هیچی نمیگه ولی میدونم که مقصرم تو اون ساعت ها تنها مرد تو خونه من بودم ، بقیه به خاطر فشار عصبی و خس

ادامه مطلب  

acknowled !!! ent  

درخواست حذف این مطلب
چقدر نوشتن قسمت acknowledgment تز عجيبه ... شروع میکنی مرور میکنی اتفاقات چند سال از زندگیت رو ، ادما و کارهاشون  چقدر عجيبه که با تشگر از خونوادت همه چی رو تموم میکنی و بعدش یه بغضی تو گلوت جمع میشه ... چقدر عجيبه که می خوایی از مرجان تشکر کنی واسه بودنش و حرف زدنش باهام ، یه چند تا اشک میریزی و بعدش پاک میکنی جملتو  سه سال از زندگیم مرور شد با دور تند

ادامه مطلب  

مرگ...!  

درخواست حذف این مطلب
تیزی چاقو رو که روی شاهرگ گردنم احساس !!! ، مرگ با همه ی تلخی هاش جلوی چشمم به در اومد.! برای یه لحظه دنیا جلوی چشمم تیره و تار شد! قلبم توی غمی مبهم مچاله شد! احساس !!! خون از شریان هام فواره میزنه...! آیا !!! ی نیست به دادم برسه...؟اول که دیدمش، خیلی معمولی نشون میداد. به ظاهر یه جوون آروم که دنبال یه لقمه نون حلاله...! سرشو از پنجره ماشین بیرون آورده بود و با صدای بلند و ن !!! اشیده ای پیِ مسافر میگشت: چهااااارراه... چهاااااارراه دو نفر...!یه زن و مرد جوان عق

ادامه مطلب  

دختری ب نام یلدا  

درخواست حذف این مطلب
دختری_به_نام_یلدا هر وقت که میخوام داستان زندگیم رو بنویسم ، پیش خودم میگم کاشکی از همون جایی که میخوام شروع کنم ، اهل خاطره نوشتن بودم و با همون سن و همون حالات روحی اون لحظه مینوشتم.اما الان باید با این روحیه و اینی که هستم و از زمانی شروع کنم که یک دختر 10 ساله بودم و آ !!! ین دم و بازدم مادرم رو با چشم خودم دیدم... با اینکه 3 سال تموم مریضی کشید و زجر کشیدنشو دیده بودیم ، وقتی که مرد همه وجودم رو ترس برداشت... مثل بهرام داداش بزرگه و نگین که بعد بهر

ادامه مطلب  

زندگی واقعا عجیبه  

درخواست حذف این مطلب
یه دیوار سفید و بی روح روبروی من.........یه بغض عجیب توی گلوم......یه عالمه غم توی دلم و یه عالمه حرف نگفته یه عالمه حسه عجیب و غریب و یه دنیا دیوانگی..........و یه قفس لعنتی. آدمهایی مثل من باید تنها باشن.ازدواج ، رابطه و چیزایی مثل این رو نمیتونن باهاش کنار بیان. آدمهایی مثل من معتاد به غمن و باید تنها باشن.باید با رویا و خیال زندگی کنن و مشغول خیال پردازی باشن. یه دیوانه باید همیشه آزاد باشه و قفس میکشتش....... مدتهاست مردم.مدتهاست کشته شدم ولی فکر میکنم ز

ادامه مطلب  

مردن-آسم  

درخواست حذف این مطلب
خیلی دوست دارم بمیرم! سالهاست این حس رو دارم! خیلی دوست دارم که بمیرم! گاهی همه چی به یه فضای تهوع اور برام تبدیل میشه! تو اون لحظه ها هیچ چیز و هیچ !!! برام مهم نیست به جز مردن! به نظرم مرگ چیز خیلی خوبی باید باشه! ازینکه نمیتونم حرفامو به هیچ !!! بزنم (یعنی هیچ !!! پیدا نشده که اونقدری که باید به من نزدیک باشه که حرفامو بهش بزنم) خیلی حس بدی دارم. قربون حکمت خدا برم، که از زندگی، حتی آسم عصبیشو هم به من داده!!! آفرین! تو بی نظیری! یعنی مثلا به خیلیا قیاف

ادامه مطلب  

به جرات میتونم بگم که  

درخواست حذف این مطلب
به جرات میتونم بگم که دقیقا دارم بهترین روزهای زندگیمو سپری میکنم. نه که فکر کنین همه مشکلات من حل شده نخیر!!! دقیقا در اوج سختی و مشکل هستم. ولی، با وجود مشکلاتم و همینطور با وجودی که برای بار سوم سرما خوردم و هر شب 5 بار بیدار میشم و میبینم دارم خفه میشم و میرم آب میخورم و بعد قرقره آب نمک انجام میدم، و برای منی که سالهای سال بود سرما نخورده بودم سه بار سرماخوردگی در طول هفت ماه واقعا عجيبه (من هر 20 سال شاید!!! شاید یه بار سرما بخورم، واقعا نمیخور

ادامه مطلب  

هوووف و هوووم!  

درخواست حذف این مطلب
من واقعا برای خودم متاسفم که اینقدر مز !!! فیم!! من واقعا برای خودم متاسفم که خانواده مز !!! فی دارم! من واقعا برای خودم متاسفم که راهی ندارم! من واقعا برای خودم متاسفم که همه‌چی برای خوب بودن فراهم‌ـه ولی همه‌چی داره هدر داده میشه! من واقعا من برای خودم متاسفم که این همه همه‌چی مز !!! ف شده! من واقعا برای خودم متاسفم که هیچ !!! ی نیست دو کلوم! حرف بزنم و فقط با این تایپ !!! ِ لعنتی خودم رو خالی می‌کنم! من واقعا برای خودم متاسفم که بلد نیستم درست عصبان

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
بعضى وقتا نمى تونى قوى باشى, اینقدر ضعیف میشى که جلو بغضتو هم نمى تونى بگیرى... اشکا اومدن.... بابا میگه تو لیاقت ندارى... منم میگم واقعا لیاقت نداشتم که گرفتار شما ها شدم ... و بعدش عمیق میرم تو فکر... تو فکر باباى ایمان که 11 ساله فوت شده  و همه از خوبى هاش میگن و ایمان هنوز به یادش بغض مى کنه... میگم عجيبه تفاوته بین آدما... کاش باباى ایمان بود... اى کاش اخ که دلم خیلى مى سوزه دنبال جایى مى گشتم که یه جور ناراحتیمو بریزم بیرون که !!! ى نفهمه دیدم تنها راه ن

ادامه مطلب  

داستان دنیای ما/ قسمت دوم  

درخواست حذف این مطلب
علومی در جلسه هیئت مدیره شرکت کرد و استعفای خود را تقدیم هیئت مدیره کرد جعفری در سخنانی با انتقاد شدید از سیاستهای علومی و مدیر عامل قبل قول داد تا با استفاده از سیاستهای جدید هیئت مدیره کیفیت شرکت و همچنین سطح زندگی کارکنان را ارتقاء ببخشد. جعفری در جلسه ای که با حضور تمام اعضاء برگزار شد قول داد تا افرادی را که در دوران هیئت مدیره قبل پست داشته اند یا ارتباطات !!! با اعضای هیئت مدیره داشته اند یا هنوز در فکر حضور هیئت مدیره قبل در شرکت هستند

ادامه مطلب  

سنگ فرشی که مرا عاشق کرد  

درخواست حذف این مطلب
میدونی هیچوقت نفهمیدم تو دقیقا آدم خوبی هستی یا نه خب در واقع باید بگم بودی یا نه چون دیگه تو زند ... م نیستی و فقط بخشی از خاطراتمی اینکه هیچوقت نفهمیدم  بیشتر حرصمو درمیاره گاهی وقتا وقتی میام تو صفحه ات و نیگات میکنم میگم چطوری ممکنه یه زمانی ازهمچین آدمی خوشم میومده بعد به حرف  ف میرسم و حرفاش درباره اولین پسری که دوست داشت یا من فکر میکنم دوست داشت یا حداقل یه داستان مز ... ف عشقی تو این مایه ها احساس میکنم زمان میگذره و من عاشق احمق های بسی

ادامه مطلب  

رمان قبل از شروع  

درخواست حذف این مطلب
خلاصه داستان: نوشتن از این کتاب برام واقعا سخته. شاید دلیل اولش اینه که نمیدونم چه طور داستان رو خلاصه کنم چون به جد میشه گفت اکثر اطلاعات ارائه شده توی کتاب برای ... برداشتن از راز زند ... "نارینه"به کار میان. شخصیت اول کتاب و همچنین راوی داستان دختریه به اسم "نارینه". یه اسم محلی جنوبی که سرآغاز همه ی ابهامات زند ... ه این دختره. نارینه توی یه خانواده ثروتمند زند ... میکنه اما نمیشه گفت عضو اون خانواده است. بهش گفته شده حاصل ندانم کاری پدرش در یکی از

ادامه مطلب  

چجوریاس؟  

درخواست حذف این مطلب
عجیب نیست که یه آدم ۳۵ ساله ... ا داشته باشه و هیئت علمی باشه!ولی عجيبه که جز انگلیسی دوتا زبون دیگه رو هم مثل بلبل حرف بزنه! از هر نرم افزاری که اسم ببری اگه احیانا مسلط بهش نباشه، راجع بهش یه کلیاتی بدونه! با یه دنیااااا مشغله همیشه و همیشه و همیشه خوش برخورد و مهربون باشه!با اینکه از همه اساتید دیرتر اومده ولی بشه مرجع همه ی همون اساتیدی که همشونم خارج از کشور درس خوندن ولی ایشون همینجا درس خونده!یه کتابخونه ی چند طبقه ی بزرگ از کتاب داشت

ادامه مطلب  

ضعیف النفس های بی مایه و بی ارزش  

درخواست حذف این مطلب
.یکی از چیزهایی که همیشه خیلی برایم مشمئز کننده بوده و هست، این است که مردها وقتی قضیه به میل ... شان می رسد، کلا عشق و عاشقی یادشان می رود و فقط دنبال یک زن می گردند برای ... ی تمایلات این چُنینیشان. هیچ هم فرق نمی کند طرف، کی باشد؛ فقط زن باشد کافی است.اصلا هم فرقی نمی کند آن مرد چه قدر مغرور و خودپسند و از خودراضی است، چه قدر جنتلمن است، چه قدر به زن ها بی محلی یا کم محلی می کند یا پا نمی دهد یا راه نمی دهد، چه قدر گستاخ و جسور و پرادعا است، چه قدر پ

ادامه مطلب  

باید کاماکان مرد اما زیست...جز زند ... در مرگ راهی نیست  

درخواست حذف این مطلب
نمیخواستم پست بنویسم ولی نمیدونم انگار گاهی وقتا ی نیرویی ادمو میچسبونه ب صندلی کامپیوتر. پریشب ک اصلا حالم خوب نبود فرداش ساعت 1 کلاس داشتم . تا ... ای صب بیدار بودم 4تا الپرازوم خورده بودم صب بدجوری ... ج بودم ولی خو دیگه ساعت 10بیدار شدم ک خیر سرم برم ... . ی افی میس دااااغ درست ... خوردم و لم دادم رو مبل . حالا اول صبی انگار تخم کفتر ش ... ده بودن تو دهنم هیییی حرف میزدم با مامانم نیم ساعتش همینجوری گذشت. بعد شد 10:30هی میگفتم ایستر باشو برو ... دیگه.ینی می

ادامه مطلب  

انتقاد از وبلاگ  

درخواست حذف این مطلب
دوست عزیزی در اظهار نظری که در زیر اومده از وبلاگ ما انتقاد کرده که برای توضیح کافی لازم بود پست جداگانه ای رو براش بنویسم     شنبه ۲۰ آذر۱۳۹۵ ساعت: 2:44 توسط:آرام سلاممن چندتا انتقاد دارممن همه کامنتا. رو خوندم و فک میکنم مطالبتون به اشتباه برای بعضی افراد جنبه تحریک و ... ی ذهنی پیدا کرده و این کاملا ً از بعضی کامنتا مشخصه این خیلی واضحه که بعضی ها به دروغ میان میگن ... شدن به شیوه های تخیلی که واقعا ً فاجعستاین امر توی ایران ۲ درصد مرسوم نیست (این

ادامه مطلب  

برگ صد و شصت و سه از کت ... که هنوز نامی ندارد...  

درخواست حذف این مطلب
امروز ... 11 آبان 1395 صبح قرار بود مامان ه اینا برن بیمارستان ببینن عمل می کنن یا نه... منتظر موندم ببینم بستری می شه یا نه تا برنامه رفت و امدم به خونه مامانینا رو تنظیم کنم... ساعت 9 نیما از کوه برگشته بود و فهمیدیم که مامان ه بستری نشده و برای چهازشنبه هفته بعدی قرار عمل گذاشتن... بعدش هم رفتم خونه مامانینا... تقریبا ساعت 11 رسیدم...مینا خونه بودش... مامان هم بود... مینا از دادگاه تجدید نظر نامه گرفته بود و اون عن به معنی واقعی کلمه برای دیدار هفته ای یکب

ادامه مطلب  

راهی برا تخلیه؟!  

درخواست حذف این مطلب
شاید نوشتن حالمو بهتر کنه یا اصلا کمکم کنه بفهمم چمه.اصلا گور پدر همه این تغییرات اعصاب ... د کن.به درک که همه چی شده اینستا و تلگرام.من دلم روزای وبلاگ نویسیمو میخواد.دلم میخواس هنوز دوستامو داشتم.سوزن .ثنا.نگار.واااااای که چقد دلتنگم. قبل نوشتن رفتم سر بزنم به وبلا ... ی که قدیما مینوشتن مرتب و منم میخوندمشون.پاستیل که مطالبشم پاک کرده.نانازیم چندساله ننوشته.نانازی قدیما چندروز یبار مرتب مینوشت.چقد روش همه چی عوض شده.همه چی تو کپشنای دوسه خطی

ادامه مطلب  

خاطره خانم مهتاب عظیمی  

درخواست حذف این مطلب
سلام وقت هم ... تون به خیر امیدوارم که ایام به کام وروزگار بر وفق مراد باشه این رو از صمیم قلبم میگم نمیدونم این خاطره آپ میشه یا نه ولی با توجه به موضوعات وب اینجا دیوار یادگاری - خاطرات قدیمی و خاطراتی که همیشه تو سینمون بوده و به هیچ ... نگفتیم باشه اینکه این خاطره رو نوشتم دلیل خاصی نداره شاید باورتون نشه که روزانه ده ها نفر میان و مشکلاتشون رو به من میگن اما من فقط با خودم گذر روز های سخت رو مرور میکنم اینکه بخوام بیوگرافی بدم و تمام خاطراتم ر

ادامه مطلب