قل  

درخواست حذف این مطلب
«قل »٬ مجموعه ای ست از پنج داستان کوتاه، نوشته ی "رومن گاری"، نویسنده ی روسی الاصل فرانسوی. داستان ها همگی راوی دانای کل دارند و رئالیستی اند با مایه های روانشناسانه.سه داستان نخست (قدرت و شرافت، برگی از تاریخ، زمینی ها) که به نظرم بهترین های این مجموعه هستند٬ به جنگ و تبعات آن می پردازند؛ توصیفات فضا و مکان خوبند و نویسنده با توجه !!! به جغرافیا و روحیات آدمها، فضاسازی های خوبی انجام داده است. تباهی و بیهودگی جنگ، تم اصلی این سه داستان اس

ادامه مطلب  

دردلانه  

درخواست حذف این مطلب
سلام به همه خوبان امیدوارم تو این روزها و !!! سرد هیچ عزیزی تو سرما نمونه وهمه اجاق خانه هاشون گرم گرم باشه.یه مدته تو ذهنم خیلی چیزها رو مرور ميکنم که چطور میشه رفت از ایران ومهاجرت واین صحبت ها یه مدته دارم به وابستگی های کوچیک وبزرگم فکر ميکنم یه مدته احساس ميکنم بیشتر وابسته خانواده ام شدم بیشتر دلم می خواد بهشون محبت کنم بیشتر بهشون برسم تا مامانم خانه نباشه دلتنگش میشم  پدرم دیر بیاد خانه وکاری داشته باشه دلم هری میریزه نکنه اتفاقی بر

ادامه مطلب  

88- آذر ماهیم  

درخواست حذف این مطلب
اگه دیدی یه آذرماهی زیاد غر غر میکنه و رو رفتارات حساسه بدون خیلی دوستت داره ولی اگه یهو !!! ت شد و دیگه هیچی نگفت بدون یه کاری کردی که بدجـــــــــــــــور از چشمش افتادی من زاده " آذر ما هم" ...اگر مرا میخواهی باید با "غرورم " بخواهی ...اگر مرا میخواهی باید با " پیچیدگی ام" بخواهی ...اگر مرا میخواهی باید با صراحتم " بخواهی ......من با بقیه متفاوتم .. اگر میخواهی مثل بقیه باشم برو دنبال همان " بقیه " ...آنکه درون من !!! ه است،" عشق" است ..عشقی که منتظرست دست از

ادامه مطلب  

من مهنازم!  

درخواست حذف این مطلب
سلامواسه پست قبل کامنت زیادی اومده ولی تاییدشون نميکنم!البته دوتاشون همون اول اومده بود که جواب دادم.ولی امروز که دوباره سر زدم تا کامنتها رو جواب بدم،دیدم متاسفانه برخورد دوستان خوب نبوده!اکثرا هم خواسته بودن کامنتشون خصوصی بمونه.از اونجایی که اکثرا هم جزو دوستای خوبم هستن،راستشو بخواید دلخور شدم!نه از اینکه چرا خصوصی باشه،بلکه از اینکه چرا اینجوری باید قضاوت بشه؟اصلا چرا باید قضاوت کنیم؟بنابراین هیچکدوم از کامنتها رو چه اونایی که لط

ادامه مطلب  

اشک اور ترین داستان سال  

درخواست حذف این مطلب
+پسر: میخوام باهات بهم بزنم ...-دختر :چی ؟؟؟ +واضح گفتم .. میخوام برم زندگيمو بسازم - زندگیت!! مگه نمیگفتی من زندگیتممم +اره ولی الان زندگيم از تو مهم تره .. - پس این چن سال چی میشه؟ + این لوس بازیا جدی نیس .. ادم یکار جدی میکنه اگه بخواد با طرف ازدواج کنه -اخه چرااا +بیا همون کافه همیشگی ساعت ۵ میخوام گردند بندی که بهم دادیو و خودتم ازش داری و پس بدم بهت ..  -باوش:)  چن ساعت بعد دختر با یه دست مشت شده و لیوان اب جلوش توی کافه .. پسره خیلی شیک و خوش تیپ که معلو

ادامه مطلب  

عاشق شــدم  

درخواست حذف این مطلب
این شیرین ترین اتفاق زندگيم بود.بعد از سپری !!! روزگاری که از یه جایی به بعدش منتظر یه معجزه شدم و منتظر یه عشق که مسیرمو تغییر بده،حس ميکنم که بالا !!! ه عمیقا درکش !!! . چند ساله درگیر این احساسم.تا این لحظه از زندگيم،هیچ !!! رو به اندازش دوست نداشتم.انقدر شیفتش شدم که حاضر شدم به خاطرش تغییر کنم!دروغه که میگن نباید به تغییر آدمی امید داشت.من میگم اگه عاشق باشی تغییر می کنی و به سمت خوبی ها قدم بر میداری. عاشق نشده بودم که بفهمم عشق واقعی چه شکلیه!فق

ادامه مطلب  

من اینروزها  

درخواست حذف این مطلب
ایشان سرما خورده و انگار پایان دنیاست. با خودش و ما و دنیا و کتری و همکار و باد بد خلقی میکند! برایش  سوپ سبزیجات درست ميکنم و دوش میگیرم؛ موهام را درست ميکنم و آرایش ميکنم و به حانه دوست دیرین برای ناهار میروم. روز خوبیست با دو دوست دیگرم و کلی میخندیم. ۳ بلند میشوم که از ترافیک دور باشم. از شیرینی فروشی یونانی  چند رقم شیرینی خوشمزه می !!! م و ساعت ۴ خانه هستم. ایشان زی !!! تو اخمالوست و درد دارد. چای دم ميکنم  و سبزیهای ترشی را پاک میک

ادامه مطلب  

تنها با تو  

درخواست حذف این مطلب
 دوشنبه که صبح کمی ورزش !!!  و آب زیاد نوشیدم و ساعت ۹.۲۰ رفتم سر کار. فکر می !!! ۲ بر میگردم و به دوستی پیام دادم که بهش سر میزنم ولی تا ۴ ماندم. سر راه کمی !!! ید !!! و خانه که رسیدم ۶.۲۵دقیقه بود. چای دم !!! و برنج هم همینطور  و رفتم برای پیاده روی.  از جلو خانه دوستم رد شدیم و کمی پیشش ماندم و حرف زدیم و قرار شد فردا اگر شد بیاد خانه ما پس از کار. برگشتم خانه و ماهی سرخ !!! و با سبزی و ماست شام خوردیم. دوشنبه سر کار با دوتا از همکارا

ادامه مطلب  

تولدت مبارک پسر عزیزم  

درخواست حذف این مطلب
پسرم امروز ، سالروز میلاد توست و من هنوز همچون تمام سالهای گذشته در حیرتم از داشتنت .در کنار تمام داشته هایم ، تنها تو ، دلیل کافی خوشبختی ام هستی. فقط جای مامانت خیلی زیاد خالیه، کاش مامان سارا هم بود تا می دید که امروز برای خودت مردی شده ای پارسای عزیزم خیلی دوستت دارم و باور کن که وجود من هم به خاطر توست پس با تمام وجود دوستت دارم  شیرین من ! نمی دانم به چه زبان ، بابت تمام آنچه که با شکفتنت ارزانی ام کرده ای سپاسگزار باشم . چشمها، گوشها ، زبان

ادامه مطلب  

تمت. _ خودمونی _ فاقد ارزش وقت‌گذاری _ کمی زیادی شخصی  

درخواست حذف این مطلب
همه چیز از دو سالِ پیش شروع شد. همه چیز از یه کامنت توی وبلاگ دوره بیست و شیش شروع شد. اینکه میگم همه چیز، یعنی همه چیز مطلق. واقعا همه چیز. جایی که با تمام مختصاتش من الان در اون ایستادم. و باورش مسلما برای !!! ی که تجربه نکرده خیلی سخته که یه کامنت تویِ وبلاگِ یه سری آدم با مدیریتِ ... میتونه ای !!! و ایگرگ زندگی !!! یو، دو سالِ بعد، تقریبا دو سالِ بعد، تعیین کنه. اون وقت، حتی به ذهنمم خطور نمیکرد یک روز منم با همون آدمایی که اونا سال نود و دو باهاشون س

ادامه مطلب  

از هر دری نوشت  

درخواست حذف این مطلب
1. یه دوستی هست که خیلی نزدیک نیست ولی خب یه مدته که اکثر مواقع توی !!! با ماست. بزرگترین افتخارش اینه که از بالا شهر فلان شهر بزرگ اومده و مامانش پزشکه و وضع مالیشون خوبه و ... هر !!! ی رو که میبینه یا میگه خز و خیله یا میگه دهاتیه یا میگه وضع مالیشون بده. تازگیا هم یکی از پسرای کلاس ازش خواستگاری کرده. بهش جواب رد نمیده چون میگه دلش میشکنه! ولی بهش جواب مثبت هم نمیده چون بنظرش بی کلاس و دهاتیه و پدر و مادرش تحصیل کرده نیستن و خونشون توی یه شهر کوچیکه

ادامه مطلب  

7آذر  

درخواست حذف این مطلب
روزهای خیلی پرکاری هستش.قوربون خداا برم ،کار از در ودیوار داره میباره!واقعا میگم.دیگه گاها ساعتو از 2 هم رد ميکنم ومیبینم هنوز کار هست.تمومی نداره ماشالاه...این چندروز تعطیلی هم باعث میشه کلی کار داشته باشیم برای روز شنبه!! آینده که رو مه بسلامتی میخاد!!چاپ داشته باشه...یه جورااایی دل تنگ میشم ..دل تنگ اینکه همش کاروکارو کار شده زندگيم.ولی خب خاب هم هست!!تو زندگيم .اینا دوتا مقوله جدانشدنی هستن!!البته ناشکری نکنم...بخاطر اینکه به لطف و کمک و بزرگی

ادامه مطلب  

نامه ای به !!! زمان(عج)  

درخواست حذف این مطلب
میگن گرفتاری ها و مشکلاتتون رو با !!! عصر خودتون در میون بذارید.سلام آقای غریب و تنهامن اسمم رو گذاشتم شیعه حضرت علی ولی دریغ ...میدونم که شیعه واقعی نیستم.میدونم که ساید خیلی وقتا دلتون رو به درد آوردم.میدونم که برای ظهورتون کاری ن !!! .من همه اینا رو میدونم.ولی یه چیزی رو ازش مطمئنم اونم این که هرکاری !!! به خاطرخبث طینت و پلیدی ذاتم نبوده ،به خاطر حماقت و فریب خوردگیم بوده.خوودتون از تمام زندگيم باخبرید.میدونید تو دلم چی میگذره.تمم اتفاقات این ی

ادامه مطلب  

آدم باید خج !!! بکشه از اینکه نظرش عوض شده؟ همیشه گفتم who cares?؟!  

درخواست حذف این مطلب
شب ها میشینم به همه ى آدم خوب هاى زندگيم فکر ميکنم .. به اینکه در شرفُ  از دست دادن همشونم انگارى .. فکر نميکنم زار میزنم! همین الانم بعد زار زدن اومدم بنویسم ..  من شدیداً  به آدم ها خوشبین ام .. بنظرم همه خوب ان ( بدین معنا نیس که همه رو دوست دارم ! بلع !!! ) .. بخدا حافظه ام یارى نمیکنه اگه قبلاً  غیر از این گفتم .. و خسته شدم از ، از دست دادنشون.. اصن میخوام دیگه هیچ !!! وارد زندگيم نشه .. آدم فکت هاى زندگى رو میدونه.. اینکه هیچ !!! و هیچ چیزى موندنى

ادامه مطلب  

زندان  

درخواست حذف این مطلب
مثل دلتنگی ... که زنگار روی دلم به یادگار میگذارد، من هم از دور میبینمت، میخندی، لبخند میزنم... خوشحالی، شاد میشوم... روز ها بیدار می شوم ، نقش تو را بازی ميکنم، سرم را گرم ميکنم به با حوصله کنار گاز ایستادن... به اینکه این خانه، همین چهار دیوار، امانم باشد عادت ميکنم... به تنهایی،  آ !!! دیگر نمیترسم اگر ص بیاید، میروم ببینم چه بود نمیترسم و برای خودم غذایی را که دوست دارم درست ميکنم رو به راه نیست همه چیز، میگویم که هست لبخند میزنی، خوشحال میشوم می

ادامه مطلب  

روزنوشت - محرم  

درخواست حذف این مطلب
سلام من کلمات زیادی بلد نیستم .. همینام کبلدم خیلیاشون به یادم نمیان .. شاید باید جایی بشنومشون وبگم عاره بلد بودمشو اما تو خاطرم نبود .. میدونی ما با همین کلمات فکر میکنیم و من کلمات زیادی بلد نیستم .. نمیدونم وقتی به لحظه بالا اومدن ماه از پشت کوه تو ذهنم فکر ميکنم چ کلمه ای باید اضافه کنم تا یک اتفاق بهتر بیوفته .. بهتر از چیزی ک دیدم .. نمیدونم وقتی گلی داره باز میشه و من هر روز نگاهش ميکنم تا ذره ذره باز شدنشو دیده باشم .. تو خیالم وقت مرور !!! ش چی

ادامه مطلب  

از !!! ت عشق  

درخواست حذف این مطلب
  سلام و هزاران سلام همراه با عشق به شما. شما که می خواهید از !!! ت عشق به توانگری برسید! این درس را با کلام " گ !!! " شروع می کنم که گفته است : " در طول تاریخ، پیروزی همواره با طریقت عشق و حقیقت بوده است. "   عشق از آن رو در دل شما به ودیعه گذاشته نشده تا همان جا بماند. مادامی که عشق را به دیگران نبخشایید، عشق نیست.   _ قانون گشودن گره ها :   هر گاه فردی را می بینید که گرفتار مشکلات است، آرام بنشینید و برایش موهبت محبت را بطلبید. بعد از مدتی، با تکرار عبارت

ادامه مطلب  

توانگری از راه عشق  

درخواست حذف این مطلب
  سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با آرزوی توانگری برای همگان، امروز با هم تجلی توانگری از طریق عشق رو بررسی می کنیم. بله! عشق! جادویی ترین واژه ای که می تواند توانگری را به همگان هدیه کند! جادویی ترین ورد دنیا ، عشق است! چند دهه ی پیش جامعه شناسان بلند آوازه ی هاروارد پژوهشهایی انجام دادند که نشان می داد در صورت سرشار ساختن افراد و اوضاع و شرایط از !!! شه ی محبت، می توان همه ی بیماریها را شفا داد.   اما خیلی از مردم از طریق عشق می ترس

ادامه مطلب  

نزدیک باش و دور بمان از من  

درخواست حذف این مطلب
ف !!! عجیب آمد و خندیدییک گرگ پیر ،جا شده در فنجانپیرم ولی هنوز خطرناکم !نزدیک تر به من نشو ! دختر جان! تو کوچکی ...درست نمی دانمدر شعرهام بوی تنت باشدکشف دو تا پرنده ی بازیگوشپشت حصار پیرهنت باشد این شعر نیست...سایه ی صیادی ست-تیر و کمان گرفته ...بترس از من !شعر من آتش است ،نخوان دیگرآتش به جان گرفته ! بترس از من... شعر است پشت شعر... نخوان دیگردام است پشت دام ...مواظب باش!تردید کن ،بترس ، نیا نزدیکرویای بی دوام ...مواظب باش با من نمان که راه گریزی نیستاین

ادامه مطلب  

پارسال این موقع ها - تجسم خدا  

درخواست حذف این مطلب
پارسال این موقع ها  عجب حالی بود سیاه بود همه چی منتظر ویزام بودم . بال بالی زدم تا اومد.  پارسال این روزها دیگه بیخیالش شدم. گفتم اصلا ولش کن. من برنامه زندگيمو پیش میبرم. ویزا اومد اومد . نیومدم نیومد.  فهمیدم که تا وقتی زندگيم بهش وابسته باشه امکان نداره بشه. باید یاد بگیرم بدون این قضیه زندگيمو پیش ببرم.  خلاصه پارسال این موقع ها  شب که میشد  چشمامو میبستم آرزوی ویزا رو رها می !!! . اما خودمو تجسم می !!! بین دهم تا سیزدهم سپتامبر، که از سفارت به

ادامه مطلب  

برگ ا !!!  

درخواست حذف این مطلب
سلام  روزی که این وبلگ رو شروع !!! فکر نمی !!! عمر این وبلاگ انقدر کوتاه باشه . اون شب مامان بزرگ درسته تو کما بود ولی زنده بود . اینکه این چند روز چه بر سر من و خانوادم گذشت قابل گفتن نیست چون این جهنم رو کمتر !!! ی میتونه تصور کنه . اول اینو بگم که من بلاکت نکرده بودم . میتونستی با یه شماره دیگه زنگ بزنی د چک کنی یا اس بدی ببینی میاد یا نه . من گوشیم خاموش بود دلیلشم این بود که تو این چند روز سه بار رفتم بیمارستان که یبارم تقریبا بیهوش بودم منو بردن و دو

ادامه مطلب  

همه ناگفته های علی  

درخواست حذف این مطلب
ماهنامه دیار: مصاحبه با شهریار فوتبال ایران و جهان از هر دری که باشد، خواندنی است. به ویژه اینکه این روزها متقاعد !!! برای حرف زدن، کار سختی است. فوتبالی ها اعتقاد دارند اخلاقش تغییر کرده و مدتی است که سعی می کند حرف های دلش را رسانه ای نکند و در فضایی آرام به کارش ادامه دهد هرچند که برخی مشکلات در باشاه نفت او را دل آزرده کرده است. سخت بود را با انبوهی از مشغله های مختلف پای گفت و گو بنشانیم ولی روی قولش با ما ماند و راس ساعتی که وعده کرده بود، آم

ادامه مطلب  

بانوی ورزشکار ایرانی مقیم لندن: دوست دارم ثابت کنم حجاب محدودیت نیست  

درخواست حذف این مطلب
بانوی ورزشکار ایرانی مقیم لندن: دوست دارم ثابت کنم حجاب محدودیت نیست   تنها بانوی سه گانه کار ایرانی که اکنون !!! ن انگلیس است با شرکت در مسابقات سنگین سه گانه آن هم با حجاب !!! ی سعی دارد ثابت کند لباس هیچ‌گونه محدودیتی به وجود نمی‌آورد.    رشته سه گانه جزو استقامتی ترین رشته های ورزشی محسوب می شود که در ایران علاوه بر در کنار سنگین بودن آن، محدویت هایی نیز برای بانوان دارد. از آنجا که ابتدا ورزشکاران باید شنا کنند، سپس دوچرخه و دو را انجام دهن

ادامه مطلب  

از محبت چه می‌فهمیم؟  

درخواست حذف این مطلب
 وقتی که با دقت کلام علامه طباطبایی در پست قبل را مطالعه کنیم، چیزهایی دربارهء مفهوم و کاربرد «محبت» یا «دوست داشتن» میفهمیم که قبلاً نمی‌دانستیم. مثلاً همین که هرچیزی که برای به کمال رسیدنش به چیز دیگری، کم یا زیاد، نیازمند باشد، آن چیز را دوست دارد و آن «چیز»ها حتی لازم نیست موجود زنده باشند. مثلاً لباس، دکمه و دوخت و یقه و آستین خودش را دوست دارد چون بدون آنها ناقص می ماند. دکمه و نخ و سوزن و قیچی و چرخ خیاطی هم لباس را دوست دارند، چون اگر

ادامه مطلب  

افکار صبح !!! ای  

درخواست حذف این مطلب
اینکه آدم بفهمه از زندگی چی میخواد، از خودش چه توقعی داره، برای چه هدفی داره زندگی میکنه، منظورش از دوست داشتن دیگران چیه و خلاصه اینکه درک درستی از جزء جزء زندگی خودش داشته باشه، خیلی سخت اما خیلی ضروریه.فکر ميکنم  نباید خیلی سریع و بدون فکر !!! وارد !!! شد. باید تو سن پایین ازدواج کرد. یعنی تا بیست و پنج سالگی. باید تا قبل از سی و دوسالگی بچه دار شد. باید تو چهل سالگی راه اصلی زندگیت رو پیدا کرده باشی و دیگه از این شاخه به اون شاخه نپری. باید ان

ادامه مطلب  

بیست و پنج ماهگی  

درخواست حذف این مطلب
روزها یکی و پس از دیگری میگذرد و و من محظوظ از لذت ثانیه های با تو بودن در حسرت لحظه های گذشته میمانم...فرشته ی مهربانم بیست و پنج ماهگی ات مبارک... دختر مهربانم ، مه روی من ، پرنسس با کمالات من! چرا هیچ واژه ای نسیت که وسعت عشق من به تو را در خود جای دهد؟! حضور تو در زندگی ام ینی سجده ی شکری از ته قلب به اندازه ی همه ی عمرم از خ که سخاوت و مهربانیش را حدی نیست....هزار بار سپاس یکتای بیهمتا. آنیکای بیت و پنج ماهه ی ما دچار تحولی شگرفت در حرف زدن شد در این

ادامه مطلب  

!!! آهنگ شهاب رمضان به نام با خنده گریه میکنم  

درخواست حذف این مطلب
!!! آهنگ شهاب رمضان به نام با خنده گریه ميکنم !!! آهنگ جدید با خنده گریه ميکنم شهاب رمضان !!! رایگان آهنگ با خنده گریه ميکنم کاری از شهاب رمضان !!! آهنگ شهاب رمضان به نام با خنده گریه ميکنم !!! آهنگ شهاب رمضان به نام با خنده گریه ميکنم sstarvmovie, اس استاروی,  !!! آهنگ جدید با خنده گریه ميکنم شهاب رمضان,  !!! آهنگ شهاب رمضان به نام با خنده گریه ميکنم,  !!! رایگان آهنگ با خنده گریه ميکنم کاری از شهاب رمضان تور لحظه آ !!! ی بلیط ارزان هواپیما چارتر بلیط چارتری

ادامه مطلب  

شرح دعای مکارم الاخلاق  

درخواست حذف این مطلب
    شرح دعای مکارم الاخلاق   نویسنده: فاطمه پورشفیع   استفاده از مطلب با ذکر منبع جایز استَ             چکیده: انسان به تکامل نمیرسد مگر با شناخت خود وشناخت هویت خود که انگاه خدای خود را شناخته است.وزمانیکه خدا را شناخت پس خود را شناخته است .وقتی خود و خداوند را شناخت ، در پی آن ایمان را شناخته است وزمانیکه ایمان در او شکل بگیرد و به تکامل رسد پس در پی آن یقین شکل گرفته وبا یقین خالصانه خود را آماده جهاد می کند بزرگترین جهاد جهاد با نفس تا مکارم ا

ادامه مطلب  

خوشت اومدبگوایششششش  

درخواست حذف این مطلب
دختره به پسره میگه: میخوای جاییکه آمپول زدم رو ببینی؟ پسره میگه: آره. دختره میگه: همین تزریقاتی روبرو===========================اگه گفتی اون چیه که مردا در میارن ، می خورن ؟ای بی ادباون یه لقمه نون حلاله===========================اومـــد..اومـــد..ا.و.م.د.آخ خیالم راحت شد!..بلا !!! ه اومد!..خسته شدم از بس اینو تو دستم گرفتم و ور رفتم باهاش!..بلا !!! ه اومد قوطی باز کن دارا و سارا!===========================اینقدر تنگی که وقتی توت می کنم احساس ميکنم داری !!! میشی! !!! نشی که فقط تو رو دارم جور

ادامه مطلب  

-83- دارم خودمو میبازم  

درخواست حذف این مطلب
  فکر کنم تو طول این یک سال متوجه نشدن که من مدام صبر ميکنم و صبر ميکنم و صبر ميکنم اما از یه جایی به بعد دیگه تموم ميکنم رابطه رو...خسته میشم و ول ميکنم میرم...نمیخوام ول کنم برم..میفهمین؟ دوست ندارم برم.. پس کاش سعی کنن بفهمن که انقدر با شوخیاشون تحقیرم نکنن..چیزی نمیگم بهشون و چیزی نمیگم اما یه روزی مجبور میشم همه چیز رو کنار بزنم و تموم کنم این بازی رو.مهم ترین چیزی که این چند وقته فهمیدم معنای سکوته...این که خی لی وقتا تو رابطه های حضوری فقط حضو

ادامه مطلب